یادداشتی بر رحلت جانسوز حضرت زینب(س) در گزارش مفدابهشتی- او که عالمهی غیر معلمه بود روزی در کلاس تفسیر خود، برای بانوان کوفه سورهی «کهیعص» را تفسیر میکرد. حضرت علی(ع) به کلاس حضرت زینب(س) وارد شد و او را از راز این حروف مقطّعه آگاه ساخت و فرمود: «نور دیده! این حروف رمزیست و در مصیبت وارده بر شما عترت پیامبر(ص) رسیده است. «کاف» رمز کربلاست. (ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 13: 7)
زینب(س) از کودکی بسیار شیفتهی برادرش بود؛ حتی شرط ازدواجاش با عبدالله این بود که روزی یک بار به دیدار برادرش برود و هرگاه حسین(ع) خواست سفر کند، او نیز با او همراه شود.
او که بانویی بلندقامت، نیکوچهره و عالیمقام بود، در وقار و شخصیت، مانند جدّهاش حضرت خدیجه(س)، در حیا و عفّت، همچون مادرش فاطمه زهرا(س)، و در رسایی و شیوایی بیان، مانند پدرش حضرت علی(ع)، حلم و بردباریاش چون امام حسن(ع) و شجاعت و قوّت قلباش، مانند برادرش امام حسین(ع) بود. (محمّد محمّدی اشتهاردی: 22)
در سفر تاریخساز امام حسین، او مونس و یار برادر شد و در کربلا دو پسر خود را به قربانگاه فرستاد؛ اما دم برنیاورد. زمانی که دید برادرش یکه و تنها مانده فریاد زد: «ای فرزند سعد! آیا ابوعبداللّه کشته میشود و تو تماشا میکنی؟» و رو به مزدوران میکند و میگوید: «آیا در بین شما یک مسلمان نیست؟»، اما هیچ کس پاسخی نمیدهد، زینب کبری(س) فریاد برآورد: «وای برادرم! وای سرورم! وای اهل بیت! ای کاش آسمان بر زمین واژگون میشد! و ای کاش کوهها خرد و پراکنده بر هامون میریخت.»
بعد از واقعهی کربلا همراه کاروان اسرا بهسان قافلهسالاری سترگ از اهل بیت رسول(ص) دفاع کرد. در شام نیز با صولت و صوت حضرت علی(ع) سخنرانی مفصلی ایراد فرمود و یزید و یزیدیان را رسوا نمود؛ آنگونه که بهظاهر یزید پشیمان شد و عبیدالله را مقصر جلوه داد و دستور داد شهر را سیاهپوش کنند و برای امام حسین(ع) مجالس عزا برپا نمایند و از اسیران بهخوبی پذیرایی کرد و خواستههایشان را برآورده ساخت.
او برادر همراه شد، تا با پایداری و استقامت خود در راه دین رسالت خود را به انجام برساند و نگذارد دیوسیرتانِ دوستصورت، خون مظلومان کربلا را پایمال، و به نام خارجی و کافر چهرهی دین را مخدوش کنند. او با صبر و استقامت خود، صبر را نیز شرمنده کرد. به راستی زینب(س) برای مکتب اسلام و مرام پدر، مایهی زینت و آبرومندی بینظیر است.
چشمانش را گشود. آتش اشتیاقْ بیش از پیش شعله کشید و یاد برادرْ تمام وجودش را پر کرده بود. لحظهی وصال نزدیک بود. دوباره خیمههای آتشزده و سرهای بر نیزه، چشمانش را به دریایی از غم مبدل ساخت و پلکها را روی هم گذاشت و زیر لب گفت: «السلام علیک یا اباعبداللّه » و به برادر پیوست.
رحلت جانگداز مظلومهی کربلا بر صاحب الزمان(عج) و تمامی آزادگان جهان تسلیت باد.
انتهای خبر
کد خبرنگار: 110217
ارسال نظر